باحجاب و بدحجاب


موضوع : حجاب برای همه با تذکر همگانی

رهروان ولایت ـ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَیقِیمُونَ الصَّلَاه وَیؤْتُونَ الزَّکاه وَیطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِک سَیرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ؛ مردان و زنان باایمان، ولی (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می‌کنند؛ نماز را برپا می‌دارند؛ و زکات را می‌پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند؛ بزودی خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمی‌دهد؛ خداوند توانا و حکیم است! [1]
حجاب برای همه است یعنی اینکه اولا خداوند فرقی بین مرد و زن در مورد رعایت حجاب و عفاف نگذاشته و همه موظف به انجام آن هستند. ثانیا اینکه تذکر به حجاب و امر به معروف در مورد حجاب تنها برای کسانی که حجاب ندارند یا عمل به آن نمی‌کنند نیست بکه با حجاب و بی‌حجاب؛ مرد و زن؛ همگی موظف به رعایت حجاب و تذکر در مورد آن برای همه می‌باشند.
اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه همگانی شود مخصوصا در مورد حجاب و عفاف اگر صورت بگیرد بسیاری از مشکلات و فسادهای جامعه برطرف می‌شود.
حجاب یک حق شروندی در جامعه بشری است پس همه موظف به رعایت آن هستند و بر طبق حق شهروندی در سراسر دنیا هرکس اگر خطایی در موردی می‌بیند باید به افراد تذکر دهد.
در احکام و دستورات الهی فرقی بین افراد نیست و همه باید به آن عمل کنند زیرا شیطان تا آخرین لحظه عمر به دنبال گمراهی بشر است و به همین دلیل است که فرامین الهی، هم برای خوبان همیشه مورد خطاب است و هم برای گمراهان می‌باشد.

-------------------------

پی‌نوشت:
[1] سوره توبه آیه 71

خلاصه ای از بیانات استاد عمار در حلقه معرفت، مربوط به تاریخ 93/06/01






طبقه بندی: استاد عمار، 
برچسب ها: تذکر همگانی، حجاب برای همه، تذکر به افراد با حجاب،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
توجه به خدا توکل


موضوع : جایگزینی محبت حقیقی بجای مجازی

رهروان ولایت ـ در ادامه مباحث گذشته این بحث مطرح گشت که سفارش زیادی می‌شود به اینکه از ارتباط‌های غیر رسمی در ازدواج و یا زندگی، پرهیز شود و محبتمان را فقط برای خدا و آنچه خدا امر فرموده خرج کنیم. خوب برای اینکه محبت غیر خدا را ازدلمان بیرون کنیم چه‌کار باید انجام داد؟ این محبت ممکن است از جنس مخالف یا از جنس موافق باشد. هرکدام که ما را از خدا دور کند نهی شده است. اما برای اینکه فقط محبت به خدا باشد چه‌کار کنیم ؟

1- شناخت، ریشه و سرچشمه‌ی این محبت‌ها است. در روایتی از امام صادق علیه السلام به ریشه این نوع محبت‌ها اشاره شده که: «دل‌هایی که از ذکر خدا تهی و خالی بشوند خداوند محبت غیر خودش را در این دلها می‌کارد» [1]

البته ذکرزبانی هم کافی نیست، بلکه مهم آن است که وقتی امری برای تو پیش آمد که خداوند، به آن دستورداده بود، آن را عمل کنی و اگر چیزی پیش آمد که از آن نهی شده، ترک کنی.[2]

یا امام صادق علیه السلام می‌فرمایند که: نگاه‌های پشت‌سرهم شهوت را در دل انسان می‌کارد و همین برای فتنه در زندگی بس است. [3]

که فتنه همین یاد غیر خدا می‌تواند باشد که با همین نگاه‌ها می‌آید. یا در روایت زیبایی از پیامبر مکرم اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله آمده است که: هر کس با نامحرمی دست بدهد خداوند در روز قیامت او را در غل و زنجیر می‌کند و به آتش می‌برد و اگر با زنی شوخی کند خداوند به ازای هر کلمه‌ای هزار سال او را در قیامت زندانی می‌کند. [4]

2- مبارزه با خیالات. مظاهری که انسان را به یاد نامحرم و ارتباطات آن می‌اندازد را باید دور کرد مثل عکس، نامه، فیلم، پیامک، ایمیل و... برای این که خیالات را مدیریت کنیم باید زمان خودمان را مدیریت کنیم تا وقت خالی برای این خیالات نداشته باشیم. بیشتر گرفتاریهای ما از همین ناحیه است.

3- کم کردن و قطع هر گونه ارتباط با نامحرم و حتی ارتباط با جنس موافقی که زمان ما را بیهوده تلف می‌کند یا ما را از خدا دور می‌کند.

4- افزایش ارتباط با خانواده و محبت کردن به آنان.

5- تشدید ارتباط با خدا و اهل بیت علیهم السلام.


ان‌شاءالله ادامه مباحث در جلسات آینده.

---------------------------------

پی‌نوشت:
[1] علل الشرایع ص 140
[2] بحار الانوار ج 90 ص 155
[3] وسائل الشیعه ج‏20 ص 192
[4] همان ص 198






طبقه بندی: استاد طاهری، 
برچسب ها: دوست پسر خوبه ؟، دوست دختر خوبه ؟، پیامکهای عاشقانه، تحریک احساسات، تحریک جنسی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
قلب و عشق


موضوع : اکسیر محبت

رهروان ولایت ـ با استفاده از آیات و روایات و با استمداد از بحث‌های عقلی به این مطلب رهنمود می‌شویم که تنها راه رسیدن به قرب الهی عبادت خداست؛ که رسیدن به قرب‌الهی در گرو حرکت اختیاری و فعالیت ارادی ما می‌باشد. این موهبتی است که به زور، اجبار و اکراه به کسی نمی‌دهند و انسان باید خود بخواهد و تلاش کند و زمینه‌اش را بسازد تا خدای‌متعال به او افاضه بفرماید.

بالاترین انگیزه‌ای که انسان را وادار می‌کند در مسیر تقرب به خدا گام بردارد، محبت خداست. هرچه انسان خدا را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر می‌خواهد به او نزدیک شود. حال این پرسش مطرح می‌شود که چه کنیم که محبت پیدا کنیم؟ محبت ارزشی متعالی است و به سادگی یافت نمی‌شود و نیاز به تلاش و کوشش در پیمودن راه آن دارد؛ البته همه مؤمنان مرتبه‌ای از محبت خدا را دارند.

قرآن نیز در این‌باره می‌فرماید: « وَمِنَ النَّاسِ مَن یتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّه لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ؛ و برخی از مردم، در برابر خدا، همانندهایی [برای او] برمی‏گزینند، و آنها را چون دوستی خدا، دوست می‏دارند ولی کسانی که ایمان آورده‏اند، به خدا محبت بیشتری دارند. کسانی که [با برگزیدن بتها، به خود] ستم نموده‏اند اگر می‏دانستند هنگامی که عذاب را مشاهده کنند تمام نیرو [ها] از آنِ خداست، و خدا سخت‏کیفر است» [1]

خداوند در آیه‌ای دیگر حداقل این محبت را این‌گونه بیان می‌کند: «قُلْ إِن کانَ آبَاؤُکمْ وَأَبْنَآؤُکمْ وَإِخْوَانُکمْ وَأَزْوَاجُکمْ وَعَشِیرَتُکمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَه تَخْشَوْنَ کسَادَهَا وَمَسَاکنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیکم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّی یأْتِی اللّهُ بِأَمْرِهِ»؛ بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آورده‏اید و تجارتی که از کسادش بیم‌ناکید و سراهایی را که خوش می‏دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست‏داشتنی‏تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد.» [2]

درباره مراتب معرفت و محبت حضرت ابراهیم نیز این‌گونه آمده است که وقتی حضرت ابراهیم از نمرودیان جدا شد و به طرف سرزمینی که خداوند متعال برایش مقدر فرموده بود، می‌رفت، گله‌ بزرگی به همراه خود داشت[3] در شب تاریکی جبرئیل به امر خداوند فریاد زد: «سبّوحٌ قُدّوس». حضرت ابراهیم حالت جذبه‌ای پیدا کرد و گفت‌: ای کسی که اسم محبوب من را بُردی! نصف این گوسفندان را به تو می‌بخشم، یک بار دیگر اسم محبوبم را تکرار کن! جبرئیل یک بار دیگر گفت: سبوح قدوس. باز شوق ابراهیم بیشتر شد و گفت بقیه‌‌ی گله‌ام را نیز به تو بخشیدم، یک بار دیگر تکرار کن. [4]

نمی‌دانم گاهی برای شما اتفاق افتاده که نیمه شبی بلند شوید و صدای قرآن، اذان یا مناجاتی به گوشتان برسد و حالت ابتهاجی پیدا کنید؟! این چه حالتی است که از شنیدن نام محبوب در دل ابراهیم پدید آمد؟ مگر محبت چه طور می‌شود و به کجا می‌تواند برسد که حضرت ابراهیم برای شنیدن نام محبوبش حاضر است هستی‌ و سرمایه‌اش را بدهد؟ علی علیه‌السلام نیز خدا را دوست داشت، اما محبت ما با محبت امیرمؤمنان و حضرت ابراهیم خیلی خیلی تفاوت است. باید باور کنیم که چنین مراتبی از محبت خدا برای انسان ممکن است، و کمال حقیقی و ارزش انسانی انسان، به همین است که چنین رابطه‌ای با خدا داشته باشد. شناخت و معرفت، شرط لازم رسیدن به محبت می‌باشد.

به‌هر روی، ما باید راه کامل‌کردن محبت‌مان را بدانیم. بنابر این اگر بگوییم برای ادامه راه تکامل‌، تقرب‌، بندگی‌، محبت‌ و کسب همه ارزش‌های متعالی الهی، نیازمند تقویت معرفت هستیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم؛ البته باید توجه داشته باشیم که علم و معرفت علت تامه نیست بلکه معرفت زمینه را برای رشد فراهم می‌کند، اما به شرط این‌که همت و اراده و تلاش انسان به آن اضافه شود، وگرنه ممکن است اثر معکوس بدهد، همان‌طور که همان آبی که موجب حیات می‌شود به این علت که عوامل دیگر به آن ضمیمه نشده، ریشه را می‌پوساند و نه تنها موجب رشد درخت نمی‌شود بلکه ریشه‌ هم از بین می‌رود. ولی به هر حال برای این‌که انسان بتواند راهی الهی را طی کند و به کمالات خداپسند برسد، کسب معرفت و ازدیاد علم و شناخت شرط لازم است.

-----------------------------------------------

پی‌نوشت:
[1] سوره بقره آیه 165
[2] سوره توبه آیه 24
[3]. در روایت است که خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود مگر این‌که مدتی او را به شبانی واداشت، تا این‌که با مردم با ملایمت رفتار کند و توقع زیادی از مردم نداشته باشد و نادانی‌ها و غفلت‌هایشان را تحمل کند.
[4]  تفسیر صافی ج1 ص505






طبقه بندی: استاد سابقون، 
برچسب ها: محبت به خدا، معرفت به خدا، عشق به خدا، نقش عشق نسبت به خدا چیست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
خانه آپارتمان


رهروان ولایت ـ برخی از سوال و جواب‎هایی که در این جلسه مطرح شد:


ســوال : ما منزلی در شهرستان داریم که ماهی یکبار به آنجا می‌رویم آیا به این خانه خمس تعلق می‌گیرد؟
کسانی که دو منزل دارند که گاهی به یکی از آنها می‌روند و مورد نیازشان است، اگر این خانه در حدّ شأن شخص باشد، مانعی ندارد و خمس هم ندارد ولی گاهی است که دو منزل دارد که خانه دوم را حقیقتا نیاز ندارد، در اینجا باید خمس خانه دوم را بدهد و حتی اگر اجاره داده است خمس دارد.


ســوال : آیا مالی که از پدر به فرزند ارث می‌رسد خمس به آن تعلق می‌گیرد یا نه؟
پولی که به ارث رسیده است خمس ندارد مگر اینکه این پول را سرمایه کنند و بازدهی داشته باشد که سود سرمایه اگر خرج نشود و اضافه بر مصرف سال بود در سال خمسی، به آن خمس تعلق می‌گیرد .


ســوال : پدر من در زمان ازدواج بجای جهیزیه پول به من دادند و من هم این پول را از سال 87 برای خودم پس انداز کردم ، آیا به این مال من خمس تعلق می‌گیرد؟
پولی که بجای جهیزیه به شما دادند هدیه است و بر اساس نظر مرجع خود باید ببینید آیا هدیه مشمول خمس می‌شود یا خیر.


ســوال : من در مکانی خصوصی مسئول خرید هستم و خریدی که باید برای ساختمان کنم طبق نظر مسئولان آن محل باید از مکانی در همان نزدیکی خرید شود ولی ممکن است که کمی دورتر بازاری وجود داشته باشد که ارزانتر است، من اگر از بازار ارزان بخرم می‌توانم تفاوت بین این دو را برای خودم بردارم یا نه ؟
اگر شما جنسی را ارزانتر بخرید نمی‌توانید که تفاوت را برای خود بردارید چرا که شما وکیل هستید و وکیل هم باید امانتداری کند و صادق باشد و وقتی‌که برای صاحبکار خود جنس خریدید باید به همان قیمتی که خریدید حساب کنید و اضافه را نمی‌توانید در جیب خود بگذارید.


ســوال : من چند وقت پیش مسافرت بودم و حدود 80 درصد احتمال دادم که می‌توانم قصد ده روزه کنم و اینکار را هم کردم و قصد ده روز کردم و نمازم را کامل خواندم و شب دهم از آن محل خارج شدم، آیا این ده روز نیت من صحیح بوده است و یا باید نمازهایم را قضا کنم؟
قصد ده روز یعنی من تصمیم جدی دارم و تردید ندارم که در فلان محل ده روز کامل بمانم و اگر ده روز کامل ماندید نماز شما تمام است و روزه شما هم درست است حتی اگر در روز 8 یا 9 پشیمان شدید و برگشتید. اما اگر از اول قصد ده روز کامل نداشتید نمازهایی که تمام خواندید درست نبوده است چرا که حتماً باید تصمیم به ماندن ده روز باشد.


ســوال : من ماه رمضان را کامل مریض بودم و احتمالاً دوره درمانم هم تا سال دیگر طول می‌کشد؟ وظیفه من نسبت به روزه‌هایی که نگرفتم چیست؟
شما فعلاً تکلیفی ندارید و اگر بیماری شما برطرف شد باید این یک ماه را در طول این 11 ماه قضاء کنید ولی اگر دیدید که تا رسیدن به ماه رمضان جدید این بیماری ادامه دارد و بیمار سالانه هستید قضاء از گردن شما برداشته می‌شود و برای هر روز باید 750 گرم مواد غذایی به فقیر بدهید.


ســوال : اگر من از فردی طلب داشته باشم و او ندهد می‌توانم بدون اجازه از اموال او بردارم؟
اگر بدهکار بدهی خود را انکار کند و یا بدون عذر در پرداخت آن کوتاهی نماید، طلبکار می‏تواند از اموال او تقاص نماید. البته اگر در این زمینه قانونی وجود داشته باشد باید مراعات گردد.






طبقه بندی: استاد زلال احکام، 
برچسب ها: آیا به خانه دوم خمس میخورد، خمس ارث، حکم پول بجای جهیزیه، قصد 10 روز، روزه شخص بیمار،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
خواستگاری

رهروان ولایت ـ در ادامه مباحث گذشته در رابطه با محبت‌های قبل از ازدواج به این سوالات اشاره شد که:

جوانی که در اوج مسایل جنسی است و اصرار بر این دارد که به سرعت ازدواج کند و با این عجله، عقل او کارآیی لازم را از دست می‌دهد؛ برای فرار از این مشکل چه انجام دهد؟
نکته اول: هر فردی در زندگی، معمولا معیارهایی را دارد. اگر همین معیارها، در همان دوره‌ی فشار جنسی هم مد نظرش باشد، می‌تواند بهتر تصمیم بگیرد. بالاخره همه انسانها تصویری از آینده در ذهنشان است که بتوانند با آن تصویر، یک نفر را انتخاب کنند.
نکته دوم: دوری و پرهیز از ارتباط‌های مخفیانه و دور از چشم دیگران باید صورت بگیرد، چون محبت‌های کاذب را زیاد می‌کند و اسیر عشق‌هایی می‌شوند که امکان فرار از آن وجود ندارد.
سومین نکنه: از افرادی که تجربه و دانش کافی دارند استفاده کنند و مشاوره بگیرند.

و سوال دیگری نیز مطرح شد که: آیا در ارتباطات رسمی می‌شود عشق و محبت را ایجاد کرد؟
در جواب توجه به چند نکته لازم است:
اول اینکه در ارتباطات غیر رسمی نیت ازدواج نیست و ایجاد دوستی و علاقه مورد نظر است و ممکن است هر دو طرف یا یکی از طرفین حقیقتا قصد ازدواج نداشته باشند.
فرض کنید یک نفر که صاحب سرمایه مناسبی است قصد شراکت با فرد دیگری را دارد تا سرمایه را زیادتر کند آیا قبل از اینکه شریک خودش را بشناسد سرمایه را در اختیارش قرار می‌دهد؟ هیچ عاقلی این کار را نمی‌کند چون ممکن است سرمایه را از دست بدهد و این همان عشق بدون عقل است. پس عاقلانه هم نیست انسان همه سرمایه‌اش را در جایی هزینه کند که ممکن است طرف مقابلش راست‌گو نباشد و فریب‌کار باشد.
نکته دیگر اینکه اگر دو طرف بپذیرند که دور از چشم دیگران و بدون اطلاع والدین این ارتباط را داشته باشند؛ در آینده همین مطلب به زندگیشان لطمه جدی وارد می‌کند که مثلا شما راحت توانستی پدر و مادرت را کنار و فریب بدی پس من را هم راحت‌تر کنار میگذاری! و دور از چشم من حتما ارتباط برقرار می کنی! و طرفین به هم اعتماد پیدا نمی‌کنند.
نتیجه: فریب در ارتباطات مخفیانه زیاد است .

برای اینکه بفهمیم طرف مقابل ما راست می‌گوید یا نه چه انجام دهیم؟
می‌توانیم به او پیشنهاد کنیم که برای خواستگاری اقدام جدی‌ای انجام دهد! کسانی که دنبال ارتباط برای ایجاد دوستی هستند حوصله ازدواج و مشکلات و مسایل خواستگاری را ندارند و از نوع واکنش او می‌شود فهمید که چقدر راستگو است.

آیا می‌شود در حضور دیگران (والدین) هم ارتباط عاشقانه برقرار کرد و محبت ایجاد نمود ؟
بله اگر فردی را که انتخاب کردیم برای زندگی، معیارهای مورد نظر شما را داشت، محبت ایجاد می‌شود. مثلا دختر خانم به راحتی حرف نمی‌زند در حرف زدن مقابل نامحرم دچار سختی است و خجالت می‌کشد، سرش پایین است و ... از اینها می‌شود فهمید که ایشان حداقل قبلا چنین ارتباطاتی را تجربه نکرده و شرم و حیای او نریخته که این خود سببی می‌شود برای ایجاد علاقه و ...

باقی مباحث ان‌شاءالله در جلسه آینده.






طبقه بندی: استاد طاهری، 
برچسب ها: از کجا بفهمم دوستم داره، باهاش دوست بشم، دوستی قبل از ازدواج، رابطه قبل از ازدواج خوبه یا نه،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
پله پیشرفت صعود


موضوع : شش پله‌ی سعادت و هدایت
 

رهروان ولایت ـ با دقت در آیات و روایات به این نکته رهنمود می‌شویم که خداوند متعال در عالم هستی برای موجودات، دو نوع هدیت را مشخص نموده است.

معنای اصطلاحی هدایت: هدایت در اصطلاح عبارتست از نشان دادن هدف و راهنمایی افراد [1] . در برخی موارد مقصود از هدایت پایداری و استوار ماندن در مسیر و راه است [2] بنابراین هدایت، شناختن درست و صحیح هدف، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است و هدایت در عام ‌ترین معنای خود شامل همه مخلوقات خداوند می‌گردد. [3]


انواع هدایت

هدایت در مورد انسان ‌ها به دو مفهوم به کار رفته است؛ هدایت عامه که شامل همه انسان‌ها می‌شوند، چه مؤمن باشد یا کافر و آن نشان دادن راه خیر و سعادت در پیمودن مسیر زندگی انسان است، ولی هدایت خاصه مختص به مؤمنان می‌باشد و آن تأمین کننده راه کمال و سعادت اخروی است.

هدایت تکوینی: هدایتی است‌که در متن خلقت و در فطرت مخلوقات وجود دارد. نشانه‌های هدایت تکوینی مانند: « عقل، غریزه، شعور، عاطفه، و انواع اداراکات» می‌باشد. «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطی‏ کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی؛ گفت: پروردگار ما همان کسی است که به هر موجودی، آنچه را لازمه‌ی آفرینش او بوده داده سپس هدایت کرده است!». [4]

خداوند هر حیوانی را هدایت نمود، راه بهره وری از امکانات را به او شناساند تا آن‌جا که طفل را به پستان مادر و جوجه را به این‌که از مادرش بخواهد غذا در دهانش بریزد راهنمایی کرد پس هدایت تکوینی خداوند غیر اختیاری بوده و شامل همه موجودات می‌شود.

هدایت تشریعی: این هدایت فقط انسان ‌ها را شامل می‌شود، یعنی خداوند علاوه بر هدایت تکوینی که در فطرت انسان است، به وسیله فرستادن پیامبران و وحی، انسان را مورد هدایت بیشتری قرار داده است؛ «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدی لِلْمُتَّقینَ؛ آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است» [5]


مظاهر سعادت و هدایت در قرآن

1- ایمان: مقصود از ایمان این است‌که انسان باور قلبی و تصدیق، به آنچه خداوند متعال برای سعادت او مشخص کرده داشته باشد، که شامل اعتقاد به وحدانیت خداوند متعال،‌ رسالت انبیاء، ‌زندگی جاودانه، عدالت الهی و‌ حقانیت جانشینان بر حق پیامبر اکرم(ص) می‌باشد. خداوند متعال لزوم ایمان را برای برخورداری از هدایت این چنین بیان می‌فرماید: «وَمَن یؤْمِن بِاللَّهِ یهْدِ قَلْبَهُ؛ و هر که به خدا ایمان بیاورد، خدا قلبش را هدایت می کند» [6]

2- عمل صالح: ایمان به تنهایی کفایت نمی‌کند بلکه باید به لوازم ایمان هم پایبند بود. «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ یهْدِیهِمْ رَبُّهُم بِإِیمَانِهِمْ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ؛ نان را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته کرده‌اند پروردگارشان به سبب ایمانشان به بهشتهایی پر نعمت که نهرهای آب در زیر پایشان جاری است هدایت می‌کند.» [7]

3- توبه و بازگشت به درگاه الهی: «وَیهْدِی إِلَیهِ مَنْ أَنَابَ؛ و هر که را به درگاه او روی کند، هدایت می‌کند» [8]

4- جهاد و کوشش در راه خدا: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ؛ کسانی را که در راه ما مجاهدت کنند، به راههای خویش هدایتشان می‌کنیم، و خدا با نیکوکاران است». [9]

5- پیروی آگاهانه: «الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِک الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِک هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ؛ همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند»[10]

6- شرح صدر: «فَمَنْ یرِدِ اللَّهُ أَنْ یهْدِیهُ یشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می‌سازد» [11]

--------------------------------------------

پی‌نوشت:
[1] تفسیر المیزان‏ ترجمه موسوی همدانی ج ‏1 ص 56
[2] مجمع البیان فی تفسیر القرآن ج 8 ص 265
[3] تفسیر المیزان‏ ج ‏1 ص 29
[4] سوره طه آیه 50
[5] سوره بقره آیه 2
[6] سوره تغابن آیه 11
[7] سوره یونس آیه 9
[8] سوره رعد آیه 27
[9] سوره عنکبوت آیه 69
[10] سوره زمر آیه 18
[11] سوره انعام آیه 125






طبقه بندی: استاد سابقون، 
برچسب ها: توبه و بازگشت به درگاه الهی، جهاد و کوشش در راه خدا، پیروی آگاهانه، شرح صدر، عمل صالح، شش پله‌ی سعادت و هدایت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
  • تعداد کل صفحات : 260  صفحات :
  • ...  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو