تبلیغات
ذی طوی - خلاصه ای از بیانات استاد سابقون در حلقه معرفت، مربوط به تاریخ 93/04/04
قلب و عشق


موضوع : اکسیر محبت

رهروان ولایت ـ با استفاده از آیات و روایات و با استمداد از بحث‌های عقلی به این مطلب رهنمود می‌شویم که تنها راه رسیدن به قرب الهی عبادت خداست؛ که رسیدن به قرب‌الهی در گرو حرکت اختیاری و فعالیت ارادی ما می‌باشد. این موهبتی است که به زور، اجبار و اکراه به کسی نمی‌دهند و انسان باید خود بخواهد و تلاش کند و زمینه‌اش را بسازد تا خدای‌متعال به او افاضه بفرماید.

بالاترین انگیزه‌ای که انسان را وادار می‌کند در مسیر تقرب به خدا گام بردارد، محبت خداست. هرچه انسان خدا را بیشتر دوست داشته باشد، بیشتر می‌خواهد به او نزدیک شود. حال این پرسش مطرح می‌شود که چه کنیم که محبت پیدا کنیم؟ محبت ارزشی متعالی است و به سادگی یافت نمی‌شود و نیاز به تلاش و کوشش در پیمودن راه آن دارد؛ البته همه مؤمنان مرتبه‌ای از محبت خدا را دارند.

قرآن نیز در این‌باره می‌فرماید: « وَمِنَ النَّاسِ مَن یتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یحِبُّونَهُمْ کحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّه لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ؛ و برخی از مردم، در برابر خدا، همانندهایی [برای او] برمی‏گزینند، و آنها را چون دوستی خدا، دوست می‏دارند ولی کسانی که ایمان آورده‏اند، به خدا محبت بیشتری دارند. کسانی که [با برگزیدن بتها، به خود] ستم نموده‏اند اگر می‏دانستند هنگامی که عذاب را مشاهده کنند تمام نیرو [ها] از آنِ خداست، و خدا سخت‏کیفر است» [1]

خداوند در آیه‌ای دیگر حداقل این محبت را این‌گونه بیان می‌کند: «قُلْ إِن کانَ آبَاؤُکمْ وَأَبْنَآؤُکمْ وَإِخْوَانُکمْ وَأَزْوَاجُکمْ وَعَشِیرَتُکمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَه تَخْشَوْنَ کسَادَهَا وَمَسَاکنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیکم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّی یأْتِی اللّهُ بِأَمْرِهِ»؛ بگو: «اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالی که گرد آورده‏اید و تجارتی که از کسادش بیم‌ناکید و سراهایی را که خوش می‏دارید، نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وی دوست‏داشتنی‏تر است، پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را [به اجرا در] آورد.» [2]

درباره مراتب معرفت و محبت حضرت ابراهیم نیز این‌گونه آمده است که وقتی حضرت ابراهیم از نمرودیان جدا شد و به طرف سرزمینی که خداوند متعال برایش مقدر فرموده بود، می‌رفت، گله‌ بزرگی به همراه خود داشت[3] در شب تاریکی جبرئیل به امر خداوند فریاد زد: «سبّوحٌ قُدّوس». حضرت ابراهیم حالت جذبه‌ای پیدا کرد و گفت‌: ای کسی که اسم محبوب من را بُردی! نصف این گوسفندان را به تو می‌بخشم، یک بار دیگر اسم محبوبم را تکرار کن! جبرئیل یک بار دیگر گفت: سبوح قدوس. باز شوق ابراهیم بیشتر شد و گفت بقیه‌‌ی گله‌ام را نیز به تو بخشیدم، یک بار دیگر تکرار کن. [4]

نمی‌دانم گاهی برای شما اتفاق افتاده که نیمه شبی بلند شوید و صدای قرآن، اذان یا مناجاتی به گوشتان برسد و حالت ابتهاجی پیدا کنید؟! این چه حالتی است که از شنیدن نام محبوب در دل ابراهیم پدید آمد؟ مگر محبت چه طور می‌شود و به کجا می‌تواند برسد که حضرت ابراهیم برای شنیدن نام محبوبش حاضر است هستی‌ و سرمایه‌اش را بدهد؟ علی علیه‌السلام نیز خدا را دوست داشت، اما محبت ما با محبت امیرمؤمنان و حضرت ابراهیم خیلی خیلی تفاوت است. باید باور کنیم که چنین مراتبی از محبت خدا برای انسان ممکن است، و کمال حقیقی و ارزش انسانی انسان، به همین است که چنین رابطه‌ای با خدا داشته باشد. شناخت و معرفت، شرط لازم رسیدن به محبت می‌باشد.

به‌هر روی، ما باید راه کامل‌کردن محبت‌مان را بدانیم. بنابر این اگر بگوییم برای ادامه راه تکامل‌، تقرب‌، بندگی‌، محبت‌ و کسب همه ارزش‌های متعالی الهی، نیازمند تقویت معرفت هستیم، سخنی به گزاف نگفته‌ایم؛ البته باید توجه داشته باشیم که علم و معرفت علت تامه نیست بلکه معرفت زمینه را برای رشد فراهم می‌کند، اما به شرط این‌که همت و اراده و تلاش انسان به آن اضافه شود، وگرنه ممکن است اثر معکوس بدهد، همان‌طور که همان آبی که موجب حیات می‌شود به این علت که عوامل دیگر به آن ضمیمه نشده، ریشه را می‌پوساند و نه تنها موجب رشد درخت نمی‌شود بلکه ریشه‌ هم از بین می‌رود. ولی به هر حال برای این‌که انسان بتواند راهی الهی را طی کند و به کمالات خداپسند برسد، کسب معرفت و ازدیاد علم و شناخت شرط لازم است.

-----------------------------------------------

پی‌نوشت:
[1] سوره بقره آیه 165
[2] سوره توبه آیه 24
[3]. در روایت است که خداوند هیچ پیغمبری را مبعوث نفرمود مگر این‌که مدتی او را به شبانی واداشت، تا این‌که با مردم با ملایمت رفتار کند و توقع زیادی از مردم نداشته باشد و نادانی‌ها و غفلت‌هایشان را تحمل کند.
[4]  تفسیر صافی ج1 ص505






طبقه بندی: استاد سابقون، 
برچسب ها: محبت به خدا، معرفت به خدا، عشق به خدا، نقش عشق نسبت به خدا چیست،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام