تبلیغات
ذی طوی - مطالب مهر 1392
حضرت عیسی

یکی از آیاتی که وهابیون به آن تمسک می کنند و می گویند که:بعد از مرگ پیامبران ارتباطشان با دنیا قطع می شود این آیه است:
مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّی وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَیهِمْ شَهِیداً مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیتَنِی كُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهِمْ وَأَنتَ عَلَی كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ؛ من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم (به آنها گفتم خداوندی را بپرستید كه پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی كه در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم ولی هنگامی كه مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی و تو بر هر چیز، گواهی [۱]
استدلال اهل سنت به این آیه برای نفی توسل:
حضرت عیسی می فرماید: من تا آن زمان كه در میان آنان بودم از وضع ایشان اطّلاع داشتم ، و هنگامی كه مرا میراندی، تنها تو مراقب و ناظر ایشان بوده‌ای در این جا حضرت عیسی به عدم اطلاع خود از اهل زمین اعتراف می کند و خدا را بر آنها مطلع می داند. قطعا مقام حضرت عیسی از بسیاری از کسانی که شیعیان به آنها توسل می جویند برتر و بلند تر است پس آیا این عقلانی هست که کسانی را بخوانیم که از ما اطلاعی ندارند و صدای ما را نمی شنوند.

پــاســخ به این شبهه:
در قرآن می خوانیم که:
وَ إِن مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا لَیؤْمِننَ‏َّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یوْمَ الْقِیامَه یكُونُ عَلَیهْمْ شهَیدًا؛ و هیچ یك از اهل كتاب نیست مگر اینكه پیش از مرگش به او [حضرت مسیح‏] ایمان می ‏آورد و روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود [۲]

طبق آیات قبل، این آیه مربوط به حضرت مسیح است.آیه قبل می فرماید:
بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیهِ وَ كاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَكِیمً؛ بلكه خدا او را به سوی خود، بالا برد. و خداوند، توانا و حكیم است [۳]
طبق این آیه حضرت مسیح در روز قیامت گواه بر اعمال امت است و لازمه این گواه بودن، مشاهده اعمال امت است!
آن جایی که حضرت مسیح می فرماید:
فَلَمَّا تَوَفَّیتَنِی كُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهِمْ وَأَنتَ عَلَی كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ؛ ولی هنگامی كه مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی و تو بر هر چیز، گواهی [۴]
منظور این است که تنها خدای سبحان شاهد بر اعمال امت است و بس(كُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهِمْ )
و آن جایی که می فرماید:
وَ یوْمَ الْقِیامَه یكُونُ عَلَیهْمْ شهَیدًا؛ و حضرت مسیح(ع) روز قیامت، بر آنها گواه خواهد بود [۵]
یعنی اگر چه شاهد اصلی بر اعمال امت خداست ولی مانعی ندارد که خدا کمالی به شخصی مثل حضرت مسیح دهد تا او هم شاهد بر اعمال امت باشد. پس منافاتی بین این دو آیه نیست و این دو آیه نمی تواند مساله توسل را رد کند.

 

 پی نوشتها:
[۱] سوره مائده آیه ۱۱۷
[۲] سوره نساء آیه ۱۵۹
[۳] سوره نساء آیه ۱۵۸
[۴] سوره مائده آیه ۱۱۷
[۵] سوره نساء آیه ۱۵۹

 





طبقه بندی: استاد معمار، 
برچسب ها: حضرت عیسی، سوره مائده آیه 117، سوره نساء آیه 159، سوره نساء آیه 158، علم غیب، شبهه وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
ورق و پاسور


برخی از سوال و جوابهایی که در این جلسه مطرح شد:


سـوال : اگر اشخاصی صرفاً برای تفریح ورق و پاسور بازی کنند، نه برای برد و باخت آیا مرتکب حرامی شده اند؟
پاسور و سایر انواع بازی با ورق، حرام است اگر چه بدون برد و باخت باشد و شرکت در جمع قمار بازان نیز با اختیار جایز نیست.


سـوال : آیا نشستن کنار نامحرم در تاکسی یا وسایل نقلیه عمومی (در صورتی که تماس بین آن دو از روی لباس باشد) جایز است؟
اگر موجب تحریک شهوت باشد یا مفسده ای داشته باشد جایز نیست و حرام است.


سـوال : حکم رقص چیه؟
آیت الله خامنه ای : رقص مرد بنا بر احتیاط واجب حرام است؛ و رقص زن برای زنان اگر عنوان لهو بر آن صدق كند، مثل این‌كه جلسه زنانه تبدیل به مجلس رقص شود، محل اشكال است و احتیاط واجب در ترك آن است؛ در غیر این‌صورت هم اگر به‌گونه‏ ای باشد كه باعث تحریك شهوت شده و یا مفسده‏ ای بر آن مترتب شود، و یا همراه با فعل حرام (مانند موسیقی و آواز حرام) باشد، یا مرد نامحرمی حضور داشته باشد، حرام است. و در حكم فوق تفاوتی بین مجلس عروسی و غیر آن نیست.


سـوال : حکم پولی که موقع رقصیدن عروس و داماد، مهمانان به عنوان شاد باش به آنها می دهند، چیست؟
نظر برخی از مراجع تقلید درباره پولی که هنگام رقصیدن عروس و داماد، مهمانان به عنوان شاد باش، به صورت نقدی به آنها می دهند، این گونه است:
دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی): اگر در مقابل رقص حرام باشد، دریافت آن جایز نیست.
دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی): هدیه است و فی نفسه اشکال ندارد.
دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی): دادن و گرفتن این پول ها جایز نیست و همچنین توجه داشته باشید تنها رقص زن برای شوهرش جایز است، و بقیه اشکال دارد. البتّه منظور رقص لهوی است، نه هرگونه حرکات منظّم و موزون.


سـوال : آیا برای غسل های واجب، حتما باید نیت را به زبان آورد که تلفظ آن صحیح باشد یا می توان در ذهن هم نیت کرد؟
در نیت کردن، به زبان آوردن و یا حتی خطور در دل هم لازم نیست، بلکه همین مقدار که قصد انجام غسل یا وضو یا ... دارید به گونه ای که اگر کسی بپرسد چه می کنید، بدانید چه می کنید، کفایت می کند و صحیح است. بیش از آن لازم نیست.


سـوال : وسایل الکترونیکی، مانند موبایل اگر نجس شود چگونه پاک می شوند؟
در این زمینه، تذکر نکاتی لازم به نظر می رسد:
الف. ضرورتی برای پاک نگه داشتن وسایل همراه از جمله موبایل وجود ندارد، نهایتاً باید مواظب باشید برای این که نمازتان اشکال پیدا نکند، این نجاست به جای دیگر بدن یا لباستان سرایت نکند و در حالت طبیعی که این وسائل، خشک می باشند، نجاست هم سرایت نخواهد یافت.
ب. در پاک شدن اشیاء فرقی بین موبایل و مانند آن وجود ندارد.


سـوال : دست دادن با زن نامحرم به وسیله دستكش و مانند آن، چه حكمی دارد؟
امام خمینی و آیت اللّه خامنه‏ای: اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه باشد، اشكال ندارد؛ ولی بنابر احتیاط واجب، نباید دست را بر دست فشار دهند.

 





طبقه بندی: استاد زلال احکام، 
برچسب ها: ورق و پاسور، بازی پاسور برای تفریح، رقص، حکم شاباش، شاباش گرفتن، نیت غسل، داست دادن به نامحرم با دستکش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
حضرت عزیر


موضوع : آیا بعد از رحلت پیامبر اکرم، ارتباط ایشان با دنیا قطع شد؟


وهابیون می گویند بعد از رحلت پیامبر اکرم، ارتباط ایشان با دنیا به طور کل قطع شد و دیگر پیامبر هیچ گونه ارتباطی با دنیا ندارد.

یکی از آیاتی که وهابیون به آن متوسل می شوند و می گویند:وقتی کسی از دنیا رفت هیچ گونه خبری از دنیا ندارد، این آیه است:
شخصی که با دیدن شهری ویران و خالی از سکنه، بدون آن که منکر معاد شود، در تعجب فرو مانده بود که زنده شدن مردگان این شهر که در زیر خروارها خاک قرار گرفته اند، چگونه خواهد بود؟! به دنبال خطور چنین تصوّری، خداوند او را به مدت صد سال میراند و سپس زنده گردانید و از او پرسید که گمان می کنی چه مدت در این مکان توقف کرده ای؟ او در پاسخ عرضه داشت که یک روز و یا بخشی از یک روز! سپس خداوند او را از مرگ صدساله اش آگاه ساخت. [۱]
وهابیان اظهار می دارند که شخصی که بر اساس این آیه، به مدت صد سال مرده بود، هیچ اطلاعی از جهان پیرامون خود نداشت و به همین دلیل، در پاسخ خداوند، مدت مکث خود را کمتر از یک روز اعلام نمود! و به همین دلیل، نتیجه می گیرند که انسان ها بعد از مرگ، حتی متوجه گذشت زمان نخواهند شد، تا چه رسد به این که منشأ آثار و برکاتی برای دیگران باشند و به همین دلیل، سخن گفتن با مردگان کاری بیهوده و عبث است!

پــاســخ به شبهه:
با کمی دقت در آیه معلوم می شود که آیه در بیان این مطلب نیست که نفی علم بعد از مرگ پیامبر کند.
در ابتدای آیه آمده است که: حضرت عزیر در ابتدا به خداوند عرض می كند:
قَالَ أَنَّی یحْیی هَذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا؛ عزیر پیامبر گفت : چگونه خداوند این اجساد را پس از مرگشان زنده می کند؟ [۲]
حضرت ابراهیم هم همین درخواست را از خدای خویش مطرح کرد :
رَبِّ أَرِنِی كَیفَ تُحْیی الْمَوْتَی؛ خدایا به من نشان بده چگونه مرده را زنده می کنی؟ [۳]
پس اصل آیه درباره اثبات معاد جسمانی برای عزیر نبی است و ربطی به علم غیب ندارد.
در آیه خداوند اراده کرد که به دستور پیامبرش عمل کند و نحوه زنده کردن مردگان را به او نشان دهد به همین علت عزیر نبی سوال کرد:
أَنَّی یحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها؛ چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‏ كند؟ [۴]
انصافا از هیچ بخشی از این آیه برداشت نمی شود كه حضرت عزیر علیه السلام در عالم برزخ نسبت به این دنیا آگاهی داشته اند یانه؟
در آیه فقط خدا از عزیر سوال می کند که:«چقدر درنگ كردی؟» گفت: «یك روز؛ یا بخشی از یك روز.» فرمود: «نه، بلكه یكصد سال درنگ كردی‏»
این قسمت از آیه نفی علم غیب را به طور مطلق از پیامبران ثابت نمیکند.

همچنانکه در قرآن علم غیب را برای پیامبر اکرم ثابت می کند:
عالِمُ الْغَیب فَلا یظْهرُ عَلی غَیبِه أَحداً إِلاّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ ...؛ دانای غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‏ سازد، مگر رسولانی كه آنان را برگزید [۵]
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی‏ بُیوتِكُم؛ حضرت عیسی: و از آنچه می ‏خورید، و در خانه ‏های خود ذخیره می‏ كنید، به شما خبر می ‏دهم [۶]
باید به این وهابیون که می گویند مرده هیچ ارتباطی با دنیا ندارد گفت که: در کتب معروف شما آمده است:
رسول خدا(ص) فرمود: «اِذَا مَرَّ الرَّجُلُ بِقَبرِ اَخِیهِ یعرِفُهُ فَسَلَّمَ عَلَیهِ وَعَرَفَهُ وَاِذَا مَرَّ بِقَبرٍ لَا یعرِفُهُ فَسَلَّمَ عَلَیهِ رَدَّ عَلَیهِ السَّلَام؛ وقتی کسی از کنار قبر برادر دینی خود که می‌شناسد، بگذرد و بر او سلام کند، مرده سلام او را پاسخ می‌دهد و او را می‌شناسد و اگر از کنار قبری بگذرد و صاحب آن را نشناسد و سلام کند، مرده سلام او را پاسخ می‌دهد.» [۷]
وقتی مرده انسانهای عادّی جواب سلام بدهد، آیا پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) حتی بعد از رحلتشان سخنان ما را نمی‌ فهمند و جواب ما را نمی‌ دهند؟

ادامه دارد...

 

پی نوشتها:
[۱] سوره بقره آیه ۲۵۹
[۲] همان
[۳] سوره بقره آیه ۲۶۰
[۴] سوره بقره آیه ۲۵۹
[۵] سوره جن آیه ۲۶ و ۲۷
[۶] آل عمران آیه ۴۹
[۷] کنز العمّال ج ۱۵ ص ۶۴۶، الفقه علی المذاهب الاربعه ج ۱ ص۳۸۷

 





طبقه بندی: استاد معمار، 
برچسب ها: حضرت عزیر، سوره بقره آیه 259، سوره بقره آیه 260، سوره جن آیه 26 و 27، آل عمران آیه 49، علم غیب پیامبر، شبهه وهابیت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
توکل به خدا

فقط به خدا اعتماد و توکل داشته باشیم
درابتدای جلسه به مناسبت میلاد با سعادت حضرت هادی علیه السلام یک حکایت اخلاقی از زندگانی حضرت بیان گشت:
یكی از شیعیان امام هادی علیه السلام به نام ابوموسی می گوید: «روزی به محضر امام هادی علیه السلام رفتم و عرض كردم: ای آقای من! این شخص (متوكّل عباسی) فقط از این جهت كه اطّلاع یافته من از دوستان و شیعیان شما هستم، مرا طرد كرده و حقوق مرا قطع نموده و خاطر مرا رنجانده است. اگر شما در این مورد ترحّم و تفضّل فرمائید و سفارشی كنید، او سخن شما را می پذیرد. شایسته است لطف كنید و با درخواست از متوكّل كار مرا سامان بخشید.
امام فرمود: ناراحت نباش. به خواست خدا كارت سامان می‌یابد. ابوموسی می گوید: آن روز شب شد، در همان شب، چند نفر از فرستاده های متوكّل به درِ خانه ام آمدند و مرا طلبیدند، از خانه بیرون آمدم. دیدم فتح بن خاقان (وزیر متوكّل) در كنار در ایستاده است، به من گفت: چه شده كه این مرد (متوكّل) مرا امشب به زحمت انداخته و برای احضار تو، مرا به این جا فرستاده است؟
ابو موسی می گوید: (همراه فتح بن خاقان) به خانه متوكّل روانه شدم، دیدم بر مسند خود نشسته، تا مرا دید، رو به من كرد و گفت: ای موسی! ما از تو غافل شدیم. و تو هم ما را از یاد بردی، تو چه طلبی از ما داری؟
گفتم: صله ی فلانی و فلان شهریّه و فلان مبلغ و....
متوكّل دستور داد دو برابر همه ی این مطالبات را به من دادند، تعجّب كردم، به فتح بن خاقان گفتم: آیا امام هادی علیه السلام به این جا آمد؟، گفت: نه....
ابو موسی می گوید: بعد از این ماجرا به محضر امام هادی علیه السلام رفتم، آن حضرت تا چهره ی مرا دید فرمود: از چهره ات پیدا است كه راضی و شادمان هستی.
عرض كردم: آری ای آقای من! به بركت الطاف وعنایات شما.
ولی به من گفتند كه شما نزد متوكّل نرفته ای و از او درخواست و سفارشی در مورد من ننموده ای.
امام هادی علیه السلام فرمود: خداوند متعال می داند كه ما در نیازها جز به ذات پاكش به هیچ كس پناه نمی بریم و در گرفتاری ها تنها به خدا توكّل می كنیم، هرگاه از درگاه او درخواستی كنیم، اجابت می كند. می ترسیم از این كه به غیر او متوجّه شویم، خداوند توجّه و عنایتش را از ما برگرداند.
عرض كردم: فتح بن خاقان از من خواست تا از شما تقاضا كنم برایش دعا كنی.
امام هادی علیه السلام فرمود: فتح در ظاهر با ما دوستی می كند ولی در باطن از ما دوری می نماید. استجابت دعا در مورد كسی رخ می دهد كه شایستگی آن را داشته باشد...  [1]

نکته: اولین نکته مهمی که می شود از این حکایت استفاده نمود توکل و اعتماد در تمام امورزندگی به خداوند منان می باشد به هر اندازه که این اعتماد بیشتر باشد موفقیت بیشتری برای افراد حاصل می شود.


ویژگی منافقین

سپس به ویژگی دیگر منافقین که عهدشکنی است بیشتر اشاره گردید و بیان شد که اولین خصوصیت شخص فاسق این است که خود را پایببند به پیمان و عهدی که بسته نمی بیند. «الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ؛ فاسقان كسانى هستند كه پیمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، میشكنند» [2]
خوب کسی که در سیر بندگی به دنبال سعادت و کمال و تقرب به درگان الهی هست لازم هست که خودش را از این صفت مزموم دور نگه دارد اولین تعهدی که همه ما باید به آن ملزم باشیم تعهد به بندگی و اطاعت از فرامین و دستورات الهی هست که لازم هست به این نکته توجه داشته باشیم.


پی نوشتها:
[1] بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 50، ص 127، 128
[2] بقره/27

 





طبقه بندی: استاد سابقون، 
برچسب ها: توکل به خدا، امام هادی، برطرف شدن مشکلات، رفع گرفتاری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
حق همسر

بدنبال مباحث حقوق خانواده که در جلسات گذشته به حقوق مادر و پدر اشاره شد، در این جلسه به حقوق همسر اشاره گردید.
خلاصه ای از این جلسه:

در ابتدا تمسک شد به روایتی از امام سجاد(ع) از رساله حقوق ایشان که می فرمایند:

حق همسر این است که بدانی خداوند او را مایه آرامش و آسایش و همدم و پرستار تو قرار داده است و واجب است که هر کدام از شما (زن و شوهر) به جهت وجود دیگری خداوند را شکر کند و بدانی که همسر نعمتی است که خداوند عنایت فرموده است پس باید با این نعمت رفتاری نیکو داشته باشی و او را گرامی بداری و با او سازگاری نمایی ...

بعد از این روایت زیبا که ان شاء الله بعدا مفصلا راجع به آن بحث خواهم شد.

با ذکر مقدمه ای اشاره گردید به نوع نگاه مکاتب و ادیان مختلف نسبت به زن و رفتار و احکام آنها و در ادامه اشاره شد به نوع نگاه اسلام که از منظر دین، زن دارای فطرت خاصی است، دارای ماهیت خاصی است و به تناسب آن خداوند احکامی ویژه برای او قرار داده است که به این احکام ان شاء الله در ادامه مباحث اشاره کامل خواهد شد.


این بحث ادامه دارد ...

 






طبقه بندی: استاد طاهری، 
برچسب ها: حقوق همسر، همسرداری، حق همسر، رسیدن به آرامش،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
  • تعداد کل صفحات : 11  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...